8 مستر اطلاعیه

8 مستر

هرگونه مطالب غیر مجاز و عرف جامعه در سایت جایی ندارد

سایت دانلود فیلم و آهنگ در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت شده است.

داستانک: فريبرز لرستانی «آشنا»؛ تصويرساز: ناهید لشگری فرهادی

 

عصر، یک خاله پیرزن توی پارک آمد.

خاله پیرزن با عصایش آهسته آهسته راه می‌رفت.

وقتی به ما نزدیک شد، چند تا گل دید.

نفس بلندی کشید و به گل‌ها نگاه کرد.

بعد یواشکی با آنها حرف زد.

گل‌ها خودشان را تاب دادند.

خاله پیرزن خوشحال شد و سرش را تکان داد.

بعد به طرفِ من و مادر آمد.

وقتی مرا نگاه کرد من زود لبخند زدم.

یعنی دوستیت را با گل‌ها دیدم.

خاله پیرزن سرش را تکان داد و با لبخند گفت: «عزیزِ دلم».

من هم با خوشحالی خودم را مثل گل‌ها تاب دادم.

 

مطلب مثل گل ها در سایت بزرگ 8 مستر

0 نظر تا کنون ارسال شده است.